مجله روشنفکر

مجله روشنفکر جایی برای ژرف اندیشیدن

موسیقی به‌دار!/ تقی روزبه

taghi-rozbeh

روشنفکر/ بنظر می‌رسد شعار«بوی گند جمهوری اسلامی همه جا بلندشده، دفنش کنید!» باعنایت به ورود پارادایم اسلام سیاسی به فرایند انحطاط کامل خود، شعاری مناسب برای این دوره باشد.

 اشتباه نشود، حتی موسیقی رسمی خود رژیم هم که تا حالا حلال بوده و حتی خمینی مثل ماهی اوزون برون جوازشرعی آنرا صادر هم کرده بود مورد تهاجم قرارگرفته است!. «مرحوم»موسیقی مستقل که جای خود دارد. ابتدا مشهد منطقه حراست از آلودگی موسیقی اعلام شد. اکنون نوبت به قم رسیده است. نوبت بعدی هم لابد به هزاران امامزاده با نام و بی نامی می رسد که در اقصی نقاط کشور تولیت می شوند، و البته سهم ولایات را که سکه اش را بنام نامی خطبای امام جمعه هرمحل زده اند، نیز نباید فراموش کرد.از قدیم گفته اند که دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند. پس چکونه می توان انتظارداشت که رژیم ولایت مطلقه تاب تحمل باصطلاح حاکمیت های دوگانه ولو خود برساخته را داشته باشد؟! فرقی نمی کند، که رئیس جمهور- که زمانی خاتمی اختیارات آن را در حدآبدارباشی یا تدارکات چی خوانده بود- از قماش آحمدی نژاد باشد روحانی و خاتمی باشند؛ در هرحال برای نظام زیادی تجملی و دردسرساز و موی دماغ هستند. چندسال پیش از زبان خامنه ای در رفت که بفکرتمشیت مقام ریاست جمهوری از انتخاب مستقیم به انتخاب غیرمستقیم و از نوع ریاستی توسط مجلس برگزیده رهبری است. گرچه ممکن است تحقق رسمی وحقوقی این سودا به عمراو  قدندهد؛ اما او بیکار نه نشسته و پیشبرد عملی آن را برای خشکاندن کامل و نهائی دوگانگی قدرت و تحقق عنیی و ناب ولایت مطلقه در دستورکارخود قرارداده است و از قضا از مسیر دامن زدن به حاکمیت های دوگانه و تأسیس یک دولت خودکامه کامل موازی با آپارات و دستگاه های موازی. البته حتی اگر سرانجام این دوگانگی پروری ها نابودی هم باشد و  افقی روشنی حتی در دوردست ها برای آن مشهود نباشد، به حکم اقتضای طبیعتش این است؛ «خودویرانگری» از  طبع  و ماهیت  پارادایم بحران زده و به بن رسیده و روبه سراشیبی سرچشمه می گیرد و علاجی برای آن نیست. از همین رو فرافکنی از جهان واقعی  و ورودهرچه بیشتر به جهان فانتزی و مالیخولیائی بخشی از پویش گریزناپذیررژیم در این مرحله جدیداست.

 خوب! پس دراین میان برپاکردن دولت اعتدال و تدبیر وامید، با آن همه سلام وصلوات و تشریفات و دستگاه عریض و طویل و مهم تر از همه سرکارگذاشتن میلیون ها رأی دهنده و شرکاء و رقبای اصلاح طلب و اعتدالی معرکه گرم کن چه می شود؟ در نظام ولایت مطلقه آنها باید مگس به پراکنند؟ حال که مدافعان ولایت مطلقه برخوردشان با دولت نه چندان خودی و مطلوب بر طبق ضرب المثلی است که می گوید دیگی که برای من نجوشد، توش سرسگ بجوشد!؛ آیا بهترنیست دولت امید و تدبیر به مصداق «از طلاگشتن پشیمان گشته ام مرحمت فرموده ما را مس کنید»، عرض خودنبرد و زحمت ما ندهد، گورخود را خود را گم کرده و تصدی دیگ دولت را به یک اصول گرای ناب و کفش جفت کن آقا واگذارکند تا رتق و فتق همه امورکائنات از طریق دفتررهبری به پیش برده شود؟ آیا بهترنیست که با کناررفتن گردوغبار وشفاف شدن فضای سیاسی، ولی مطلقه خود مستقیما با مردم طرف شود و اختیارات و مسولیت ها باهم منطبق شود؟ و مردم هم بدون عبور  از این نوع لابیرنت های  پیچ در پیچ تاریک و مسیرگم کن، با وقوف به صحنه شفاف  بدانند که با چه هیولائی طرف هستند و تکلیف اشان چیست؟

گزارشگران

بایگانی

اکتبر 2016
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   نوامبر »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

تماس با ما

یادآوری

نشر مطالب تولیدی روشنفکر، با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است.

اعلان

مجله روشنفکر از تاریخ ۲۰۱۷/ ۰۱/ ۱۵ در قالب «دوهفته نامه» منتشر گشته و ماهی دوبار به روز می‌شود.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: