مجله روشنفکر

مجله روشنفکر جایی برای ژرف اندیشیدن

پشت پرده خط و نشان‌های مهندس باهنر قطب احزاب ۱۸گانه اصولگراها/ بیژن صف‌سری

 

safsari

روشنفکر/ آنچه از ملغمه همه این هشدارها و تهدیدها و انتقاد و دلسوزی‌هایی که هر از گاهی توسط حامیان نظام چون باهنر، توکلی و… شنیده می‌شود، همه از افزایش موج دلهره و اضطراب در خیمه زمامداران نظام گواهی می‌دهد خاصه نگرانی از شورش و قیام نابه‌هنگام مردمی که در حال حاضر به ظاهر در سکوت و در حال تمکین هستند .

می گویند میرزا علی اکبر خان قزوینی که به دهخدا مشهور است وقتی از پی کودتای محمد علی شاه مجبور به ترک وطن شد و به استانبول رفت، برای احیا و انتشار » صور اسرافیل » درخارج از کشور طی نامه ای از «عبد الرحیم طالبوف » از رهبران برجسته و مردمی انقلاب مشروطه کمک خواست

اما طالبوف اگر چه با انقلابیون همدردی می کرد ولی از آنجائیکه از رفتاربرخی از انقلابیون گلایه داشت جوابی تند و نا امید کننده ای به میرزا علی اکبر خان می دهد ودر بخشی از جوابیه خود مینویسد:

یادتان هست در نامه ای با شگفتی از شما پرسیدم «طهران کدام جانور است که در یک شب صدو بیست انجمن سیاسی زائید؟

و در ادامه مینویسد : عجیب است در ایران بر سر آزادی عقاید جنگ می کنند ولی هیجکس به عقیده دیگری وقعی نمی گذارد، سهل است اگرکسی اظهار رای و عقیده نمایدمتهم و واجب القتل …می شود و کسی جنین حکمی را میدهد که در هفت اسیاب یک مثقال آرد هم ندارد یعنی نه روح دارد ، نه علم و نه تجربه، فقط ششلول دارد.

حال حکایت نایب رئیس سابق مجلس مهندس با هنر است که به دور از صف نام فامیلی خود همواره با تهدید و ارعاب درصدد حفظ نظام خودکامه ای است که به گفته همفکرانشدر حال انهدام ار درون است.

بی گمان مصاحبه اخیر مهندس با هنر قطب احزاب ۱۸ گانه اصولگرا یان ( جبهه پیروان خط امام و رهبری) وایضا دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین کشورکه تشکیلاتی با ماهیت صنفی اما با کارکردحزبی است ،یکی ازمهمترین منابع مهم شناخت تار پود در هم تنیده قدرت درنظام جمهوری اسلامی است.

این مهندس معمار که به یمن برادری با نخست وزیر دولت رجایی به دایره قدرت راه می یابد و در کارنامه سیاسی خود سابقه هفت دوره نمایندگی(دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم و نهم) مجلس را دارد که در سه دوره آن ( هفتم و هشتم و نهم ) عنوان نایب رئیسی مجلس تحت فرمان رهبری را یدک می کشد در مصاحبه تازه ای که از او منتشر شده است با این جمله که « اگر کسی اپوزیسیون نظام شد، باید پیه اعدام هم به تنش بمالد» ضمن تهدید منتقدین نظام در داخل کشور، به گونه ای اشکار از نفوذ تشکل های زیر مجموعه خود حتی در حیطه رهبری سخن می گوید خاصه وقتی سخن ازارسال پیام و تعین شرط عدم فعالیت سیاسی در قبال آزادی مهندس موسوی می گوید تلویجا قدرت خود و تشکل تحت رهبری خویش را به رخ رقیبان منفعلی چون اصلاخ طلبان می کشد و یا آنجا که مدعی حضور پنج هزارعضو رسمی انجمن جامعه اسلامی مهندسین و داشتن نمایندگی در سراسر استانهای کشور می شود در وافع نشانه از تشکیلات سازمان یافته ای می دهد که در گروه تصمیم سازان نظام جای دارد.

بی شک خط و نشان های باهنر که دوام و بقای نظام را در حصر و حبس و اعدام اپوزیسیون می داند نشان از سرشت خودکامگی جمهوری اسلامی است اما این خودکامگی و گسترش هرروزه آن در بدنه نظام برای برخی از همفکران مهندس باهنر باعث ترس ونگرانی سقوط نظام شده است چنانکه همزمان با انتشار گفتگوی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری ، دو تن از شرشناس ترین چهره های جبهه تمامیت خواه اصولگرا نسبت به شرایط وضعیت نابه هنجار رژیم هشدار می دهند.

احمد توکلی یکی از شاحص ترین چهره های اصولگرا در یک پیش بینی مقرون به واقعیت سقوط نظام را نه به وسیله کودتای نظامی و یا انقلاب مخملی بلکه از گسترش ورواج فساد دربدنه نظام ولایت میداند.

این نماینده سابق تهران در مجلس به صراحت در همایش بصیرتی روحانیون و ائمه جماعات اصفهان اعلام می کند «کار به‌جایی رسیده که عده‌ای وقیحانه در پشت تریبون مجلس می‌گویند ما سهممان را از سفره انقلاب برداشتیم» همچنین عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور که او هم به رعم حضور در کابینه دولت تدبیر ازمدیران با سابقه اصولگرا محسوب می شود در انتقاد از روش‌های شورای امر به معروف و نهی از منکر هشدار می دهد ودلسردی روز افزون مردم از نظام را خطر بلقوه برای رژیم می خواند.

این به ظاهر دلسوزان نظام که هر از گاهی در سخنرانی ها خود نقش منتقد را بازی می کنند در واقع از بطن دستگاه حاکمه بوده اما در عین وفاداری به نظام ، نسبت به شایستگی رژیم برای بر سرکار ماندن تردید دارند.

العرض آنچه از ملغمه همه این هشدار ها و تهدیدها و انتقاد و دلسوزی هایی که هر از گاهی توسط حامیان نظام چون باهنر ، توکلی و …. شنیده می شود، همه از افزایش موج دلهره و اضطراب در خیمه زمامداران نظام گواهی میدهد خاصه نگرانی از شورش و قیام نابه هنگام مردمی که درحال حاضر به ظاهر در سکوت و در حال تمکین هستند اما به نشانه هایی آشکار به نقطه جوشش و خیزش رسیده اند تا بدانجا که برخی با نقد شرایط موجود نقش سوپاپ اطمینان را بازی می کنند و در عین حال در طلب عاقبت بخیری بوده و با تک مضراب های انتقادی ازعملکرد های همفکران خود در پی راه گریز در روز سقوط میگردند که حال روز این عملگان زور مصداق آن شعر معروف شاعر لر دشتستانی محمد خان خورموجی است که هنگام بنای خورموج ابیات زیر را سروده است

هزاران خانمان برباد دادم / که تا بنیاد یک خانه نهادم

از این دست استدم زان دست دادم / ستم کردم، کرم نامش نهادم

از سایت گویا

اطلاعات

این ویودی در اوت 15, 2016 بدست در Uncategorized، سیاست فرستاده شده و با برچسب خورده.

بایگانی

اوت 2016
د س چ پ ج ش ی
« ژوئیه   سپتامبر »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

تماس با ما

یادآوری

نشر مطالب تولیدی روشنفکر، با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است.

اعلان

مجله روشنفکر از تاریخ ۲۰۱۷/ ۰۱/ ۱۵ در قالب «دوهفته نامه» منتشر گشته و ماهی دوبار به روز می‌شود.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: