مجله روشنفکر

مجله روشنفکر جایی برای ژرف اندیشیدن

ملکه/ فلسفه و تفکر بین سیستمی؛ نگاهی به درس های اسا سآرینن/ درس هفتم/ محسن ذاکری

 

PAFOS20127_1

روشنفکر/ «اسا سآرینن» Esa Saarinen یکی از چند فیلسوف به روز و شناخته شدهء فنلاند است. وی از محبوبیت ویژه ای در بین فنلاندیان بر خوردار است و دلیل این محبوبیت، کنش روشنفکرانه او برای کشاندن فلسفه به روزمره گی مردم است یا آنچنانکه خودش می گوید ≪ فایدهء فلسفه برای دانش بیشتر فلسفی نیست بلکه برای کاربرد آن در زندگی واقعی انسان هاست≫. در مجموعه درس های پیش رو که در بهار امسال برگزار شده اند، او به یکی از رویکرد های فرهنگ ≪اجتماعی≫ فنلاند انتقاد می کند. رویکردی که آنرا می توان ارجحیت و تقدم روش و اسلوب زندگی ≪فردی≫ بر زندگی ≪اجتماعی≫ دانست. این پدیده هر چند که در کشورهای اسکاندیناوی در سطح عموم دیده می شود اما در فنلاند مورد توجه بیشتری قرار می گیرد.

پس از مرور این درس ها، از زاویهء دیدِ «اسا سآرینن»، شباهت های بسیاری بین ≪مخاطبین≫ این دروس و منِ ≪ایرانی≫ یافتم. چراکه ایرانیان در زمینهء ≪کار گروهی≫، به شدت طرفدار مشی ها و روش های فردی هستند تا اجتماعی. دوری ایرانیان از کار با گروه و گوشه گیری گروهها از کار با یکدیگر، شاید هیچ زمانی چون امروز، در اپوزیسیون  حکومت اسلامی ایران و بویژه در برونمرز، مطرح نبوده است. تارنمای روشنفکر درس هفتم از این مجموعه را  تحت عنوان «ملکه»، به حضورتان تقدیم می کند.

فیلسوف و شاخص ها

به هفتمین جلسه این دروس خوش آمدید، امروز حضور پدران ومدران دراین جلسه شاخصی است، عالی است. در شروع همچون همیشه با در ‌آغوش گرفتن و نیرو بخشیدن به هم آغاز نماییم. باری، متوجه شده ام که مهندسین و دانشجویان این مقاطع علاقه ای وافر به اعداد و شماره ها دارند. طبعا برای من که اهل علوم انسانی هستم اینچنین نیست اما درک از طریق اعداد هم روشی است. روشی برای گفت و شنود با آنها، مهندسین است. از جمله اینکه شمارش میانگین ها و بازگشت به آنها پس از سال ها، ‌حاصل پیام است. سمت و جهت را برای بسیاری روشن تر می سازد. فکت ها را با اعداد می سنجیم و سپس بدنبال بهبود مسائل هستیم. برای تاسیس یک شرکت یا تعاونی متوجه شدم که باید بسیار روی اعداد دقیق بود. پس می بینم که ≪شاخص اعداد≫ باید جدی گرفته شود تا بتوان صحیح کنش نشان داد. حال، از دید فلسفهء زندگی، اعداد را اینگونه هم می توان دید که ≪شاخص زوج های در حال بوسه≫ در یک روز ایده آل چیست! هوای خوب، موسیقی زیبا و دیگر افکت های روز بهاری عشاق مهیا است. اینک با دیدن چند زوج عاشق می توان روبرو بود؟ بیست و پنج زوج؟ یا چند تا؟ هفت تا خوب است؟ به هرحال خیلی زیاد نمی تواند باشد. فرض کنیم درجشن عروسی دوستانت، آیا با مرور زمان تعداد زوج های عاشق کم نشده است؟ طبعا شده است زیرا بسیاری از زندگی های مشترک امروز موفق نیستند. من یکبار در سالن انتظار قبل از شروع این دروس دیدم زوجی را که در حال بوسه بودند و به خود گفتم چه عالی!

≪شاخص آدم آشغال≫ در زندگی همیشه با توهست بویژه وقتی از مدیران و روسا یاد می شود. اکثرا آنها را مردم تیپ های آشغالی می دانند. بی آنکه خود بخواهند نیز گاهی به این صفت ملبس می شوند. جایگاه آدم ها را دگرگون می کند. در میامی در جشن عروسی مجلل بودم. زوجی سالمند را دیدم که فریبا بودند و به چشم می آمدند. جویا شدم. گفتند که مرد، ادموند فلپس[1] برندهء جایزهء نوبل اقتصاد سال ٢٠٠٦ و آن زن همسرش است. رفتم و خودم را معرفی کردم و سخن گفتیم. دور میزی نشستیم که بیش ا زبیست نفر را جا می داد و شراب سفید نفیسی مدام گیلاس ها را پر می کرد. و یکباره با صدای رسایی همسراین برندهء نوبل به او گفت: ≪ادموند! دیگر بس است!≫. آن وسط، این هشدار برای صا‌حب نوبل اقتصاد، مانند پاس بلند پنجاه متری در فوتبال بود، که بازیکن دریافت کنندهء پاس با مهارتی عجیب توپ را میگیرد، کنترل می کند و ادامه می دهد. و صاحب نوبل با فراست نشان داد که گویا او تا پنج را بلد نیست بشمارد. اینجا دیگر ریاضی، ریاضی زندگی واقعی نبود. اما در مواردی هم هست. اما، در نگاه فلپس به ریاضیات و اقتصاد، این مهم است که چه کسانی در آن تئوری جا دارند و مدل می باشند. در آخرین رسالهء فلپس با نام ≪شکفتن توده ها≫، وی ازاین می گوید که افراد عامی چگونه می توانند الهام بخش نخبه ها باشند زیرا تجارب آنها موجب ≪ارزش های بیشتری≫ برای ما است. از دید اقتصادی به ما می گوید که در نظر داشتن چالش های ای که متوجه عوام است را باید مهم شمرد و آنگاه حاصل کلیت ها از حاصل اجزاء بیشتر می گردد. کلیتی که از جمع اجزاء اش بیشتر می شود. فکر کنید که صبح است و دوش می گیرید و عجله زیادی دارید. و در این میان همسرتان می آید و می خواهد از خواب دیشب اش بگوید. می توانی بگویی که من عجله دارم! اما با اینحال کمی از آن بگو! سپس دراتوبوس هستید و می رسید به کارتان. احساس اینکه همسرتان را متوجه بودید با شماست. شاخص زندگی مشترک با تو همیشه همراه است. وقتی این شاخص خوب است، تو نیز به توفیق دست یافته ای. در سیستم های تبادل نظر و گفت و شنود، تاثیرات دگرگرنی ها و تغییرات کوچک در رفتار و واکنش های ما بسیار قابل توجه هستند. در حد هستنده، انسان نمی تواند فکر نکند! اما، افکار نیز بسیاری از اوقات اتفاقی هستند ‌هرچند که در تماس با سوبژه ما حرکت می کنند. بنابرین نه تنها دیگری، بلکه خود ما نیز ممکن است در درون شرایط دیگری، فکر دیگری داشته باشیم. چهارچوب و استخوانبندی جدید برای یک فکر، فکر را نیز می تواند تغییر دهد. پس، شمارهء یک: تو میتوانی بر فکر خودت تاثیر گذاری. دو: پیش فرض ما، از فکر و مسائل از دیگران نیز متاثر است. وقتی با انتظارات و نگرش دیگران نیز یک فکر را تحقق بخشیم، متاثر می شویم. همانگونه که ما در میدان دید خودمان همه چیز را مشاهده نمی کنیم و همه جزییات را نمی بینیم در میدان فکر نیز همین محدودیت با ما همراه است. اگر ما نتوانیم مشاهده کنیم که یک زن، همسر ما، درجایگاه مادر، چگونه مسائل را زیر نظر دارد، طبعا در میدان درک فکر او نیز در همین جایگاه هستیم.

جزییات و کلیت ها

در میدان گفت و شنود و تماس، تاثیر متقابل بس مهم است. به تعداد پیام هایی که ما می توانیم با حرکت دادن اجزای صورتمان ارسال داریم، بیاندیشیم. بسیار متعدد هستند. تحقیقات[2] نشان می دهد که در روابط زناشویی و زوجین، عدم موفقیت زن و شوهر را می توان با اعداد نیز دید. این اعداد از چه می گویند؟ در این تحقیقات هر شش ثانیه یکبار عکس العمل های زوج درحال گفتگو، ثبت شده است. زوج هاییکه به زندگی مشترک ادامه داده اند و آنهاییکه جدا شده اند مورد تحقیق بوده اند. پانزده دقیقه گفتگوی بین زوج به بخش های سه دقیقه ای تفکیک شده و در بخش های سه دقیقه ای، تعداد مسائل و واژه هایی که شادی و یا ناخرسندی را ایجاد می کرده است شمرده اند. نتایج این تحقیقات در نوع خود ناب و نادر هستند. و اما آنچه مهم است این است که در بین زوج هاییکه طلاق می گیرند، سیکل مسائل تکراری است و دیگر اینکه مورادی مثل خفیف شمردن و تحقیر بیشتر دیده می شود. به بیانی می توان با علاقه به هم، اختلاف نظر هم داشت. اما سخیف شمردن هم، از علاقه نمی گوید. اگر از خودم بخواهم بگویم، واضح است که من رنگارنگ می پوشم. زمانیکه با پیپسا دوست شدم، سی سال پیش اینگونه نمی پوشیدم. ودید ویژوال وبصری پیپسا به مسائل با من تفاوت دارد. برای حضور در یک مراسم متفاوت و ملاقات با یک فرانسوی شناخته شده از پیپسا پرسیدم چه بپوشم. و از پاسخ او کاملا تعجب کردم که: آن اسموکی صورتی رنگ!. و اینگونه شد و ادامه یافت. همینگونه راه می افتیم. و با دید دیگری وارد فاز جدیدی می شویم. چرا باید با دید و پیشنهاد کاملا ≪متفاوت≫ دیگری برخوردی تحقیر کننده داشته باشیم. دست کم می توان با قدم هایی آرام به آنسو رفت. لیدی گاگا می خواهد که سحرآمیز باشد. چرا مدیران و روسا نمی توانند اینگونه باشند.

وقتی فردی شناخته شده هستی چرا نباید میزان علاقه افراد را در نظر بگیری واز جهات مختلف مطلوب نمایی. فریبندگی یک رویه ندارد. آیا امروزه در فرهنگ ما پایبندی به زندگی زناشویی و وفا داری برای مردم مهم است. من نمی گویم نیست. اما چرا نباید باشد؟ آیا من  وفادارهستم؟ هستم! زیرا می خواهم بنوعی فریبنده باشم. نه اینکه از زنان زیبا خوشم نمی آید یا اینکه تحریک نمی شوم. بلکه می خواهم از این راه فریبنده باشم. پس از تولد کودکان همسرم تغییر کرد. و راحت می شد فریبندگی دیگر زنان را مورد عنایت قرار داد. چناچه یکباردرهتلی تا به مرحله بودن در آسانسور هم رسیدم، اما فکر کردم چقدر≪ارزان≫ همه چیز پیش می رود. فریبندگی کجاست؟ همیشه فکر کردم که اگرآن مسیر آساانسور ادامه می یافت و پنج سالی هم طول می کشید، به جدایی از مادر فرزندانم می انجامید. و من هر بار که به پسرانم می نگرم، مادرشان به نحوی در آنها دیده می شود. در یک تیم هم که هستی نباید خودت را مدام ببینی و خودبین نمانی. بهترین بازیگران همیشه تمام تیم را در نظر می گیرند. با دقت روی بازی فردی افراد در تیم ملی هاکی روی یخ کشورمان نگریسته ام و بازی افراد را تحلیل کرده ام. با دقت نگاه کنیم، می توان دید که کدام بازیکن چه می کند. چگونه نقش دارد و نقش ≪می آفریند≫. ‌‌هرچند بیشترین تشویق همیشه شامل زنندهء گل است.

در یک تیم هاکی، ≪ارزش اضافی≫ دارای چند سطح است. سه سطح: سطحی که آسان برای همه مشاهده می گردد، سطحی که بازیکنی پاس می دهد، و سطحی که بازیکنی شرایط مناسب می آفریند. و دیدن این سطوح با نگاه عادی ومقدورنیست. اما ناگفته نماند، هر چقدر نقادانه و تحلیل گرانه بنگریم، باز ممکن است که از دید ما، نقشی مهم پنهان بماند. بسی روی میدهد که آن کسی که نقش مهمی دارد در دید نیست.

چند سفارش از اسا برای زندگی مشترک ات

آیا رنگ چشمان مادرمان را بیاد داریم؟ زندگی مشترک یک سیستم است. و تو نقشی در این سیستم داری. تو، سیستم نیستی! توصیه اول اینکه تمرین کنیم در خدمت دیگری باشیم که بتواند از آنچه او را ناراحت می سازد سخن گوید: ≪شنیدن ناخوشایندهای دیگری≫. آیا باید نظمی برای شنیدن این مسائل باید باشد. نه! آنگونه که برای گوینده راحت است بگذاریم سخن گوید. روشی مهندسی شده لازم نیست. ≪شنیدن خوشایندها≫ نیز مهم است. یک مسئله می تواند بارها به زبانی متفاوت گفته شود و همچنان باز هم درانتظارتایید مجدد ما باشد. دیگر اینکه بیاد داشته باشیم که ≪پوزش خواستن دارای دو لایه≫ باشد. پوزش می خواهم که اینگونه شد، زیرا من اینگونه هستم، بودم. به بیانی قبول مسئولیت نقش خود را پنهان نمی سازیم. زنان راحت تر از مردان می توانند در رابطه با مسائل منفی سخن گویند. ازاین رو برای مردان لایهء دوم پوزش خواهی مشکل است. چهارمین توصیه ام این است که بازگشت به خانه، ≪طلایی≫ باشد. پس از روز کاری سخت، بدانیم که به سیستمی وارد می شویم که در آن مسائل کوچک هم مهم هستند. ما بخشی از آن سیستم هستیم. سیستمی که بودن من با دیگری، از دید دیگری و برایش مهم است. واقعیت زندگی روز پشت سر، برای دیگری هم مهم است. و سر انجام اینکه بیاد داشته باشیم ≪تشویق≫ نماییم و آنگونه که احساس خوبی را بیافریند: ≪کارت را خوب انجام دادی!≫. بسیاری از راه های تاثیرگذاری ما می تواند نامحسوس وغیرمستقیم باشد.

 بیاد دارم سی و نه سال پیش که تز دکترایم را ارائه کردم ناظربرتزمن، یکی از ابرمرد های فرهنگ فنلاند بود. بیست سال بعد همسرش که فوت کرد وی در تبی عمیق فرو رفت. و کارشناسان گفتند که وی دارد بحران پس از مرگ همسر را طی می کند. و آنگاه ما فهمیدیم که چرا هیچ وقت همسر وی در هیچ جا با وی دیده نمی شد. ما نمی دانستیم که او متأهل است. آنها سال ها با دیواری که بین خود کشیده بودند در زیر یک سقف زندگی می کردند. تماسی که قطع نمی شد و زندگی مشترکی که امکان نیافت ممکن شود. مدتی بعد این استاد فرهنگ در کلیسایی در حضوردوستانش با متنی فریبنده پوزش و تاسف عمیق خود را از آنچه بین آنها گذشته است به همسرش که همچون ملکه ای ستوده می شد ابراز کرد. اما دیر بود. در پایان، با هم ترانه ای را که عادت کرده ایم با صدای مردانه بشنویم از نو بشنویم. [3]

[1] Edmund Phelps

[2] http://www.johngottman.net/wp-content/uploads/2011/05/Predicting-Divorce-among-Newlyweds-from-the-First-Three-Minutes-of-a-Marital-Conflict-Discussion.pdf

[3] https://www.youtube.com/watch?v=4pjPTfygX3U

اطلاعات

این ویودی در اوت 7, 2016 بدست در Uncategorized، اندیشه فرستاده شده و با برچسب خورده.

بایگانی

اوت 2016
د س چ پ ج ش ی
« ژوئیه   سپتامبر »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

تماس با ما

یادآوری

نشر مطالب تولیدی روشنفکر، با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است.

اعلان

مجله روشنفکر از تاریخ ۲۰۱۷/ ۰۱/ ۱۵ در قالب «دوهفته نامه» منتشر گشته و ماهی دوبار به روز می‌شود.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: